کلنگ افکنی

لغت نامه دهخدا

کلنگ افکنی. [ ک ُ ل َ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) کلنگ افکندن. کلنگ شکارکردن. صید کردن و بر زمین افکندن کلنگ:
یکی کاروان جمله شاهین و باز
به چرز و کلنگ افکنی تیزتاز.نظامی.

فرهنگ فارسی

کلنگ افکندن. کلنگ شکار کردن. صید کردن و بر زمین افکندن کلنگ

جمله سازی با کلنگ افکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو مردی وگردی و اسب افکنی کماندار و بی باک و خنجر زنی

💡 گر به فردا افکنی دیدار میمون با کمال تا به روز حشر باشد هر دم او را محشری

💡 تو صیدی افکنی بر خاک چالاک نبندی از غرور او را به فتراک

💡 ای پادشاه عرصه امکان امیر طوس درویش خویش را ز نظر تا کی افکنی

💡 افکنی پیکر شیران، تو ز سرپنجهٔ سیمین شکنی پشت دلیران، تو از آن غمزهٔ جادو

💡 هر شبم سرمست در کوی افکنی وز بر خویشم به هر سوی افکنی

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز