چسان فسان کردن

لغت نامه دهخدا

چسان فسان کردن. [ چ ِ ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چاسان فاسان کردن. در تداول عوام، آرایش کردن. بزک کردن. آراستن سر و بر. رجوع به چسان فسان و چاسان فاسان شود.

فرهنگ فارسی

چاسان فاسان کردن. در تداول عوام: آرایش کردن.

جمله سازی با چسان فسان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در چمن بی‌روی او با گل چسان سازم نگه؟! شبنم خجلت به رویم چون گلاب آید برون!

💡 گر جوان گر پیر، چون ما بگذریم از این جهان گر بخواهی دید گو تا بر چسان خواهدگذشت

💡 زلف شد چشم سراپا و ترا سیر ندید من به یک دیده چسان سیر عذار تو کنم؟

💡 گل‌اندامی که می‌دادم به خون دیده آبش را چسان بینم که گیرد دیگری آخر گلابش را؟

💡 میخانه نباشد سر لذت ندهد مستی یکدم چو تهی ماند میخانه چسان باشد

💡 آنگاه بارانى عجيب بر آنان ببارانديم، بنگر تا عاقبت بدكاران چسان بود (84)

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز