لغت نامه دهخدا
چس نفسی کردن. [ چ ُ ن َ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) هرزه گپ زدن. مؤلف آنندراج نویسد: «چس نفسی مکن؛ یعنی هرزه گپ مزن ». ( از آنندراج ). سخن دراز بیجاگفتن. ( فرهنگ نظام ). رجوع به چس نفس و چس نفسی شود.
چس نفسی کردن. [ چ ُ ن َ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) هرزه گپ زدن. مؤلف آنندراج نویسد: «چس نفسی مکن؛ یعنی هرزه گپ مزن ». ( از آنندراج ). سخن دراز بیجاگفتن. ( فرهنگ نظام ). رجوع به چس نفس و چس نفسی شود.
هرزه گپ زدن. سخن دراز بیجا گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست کان کسی نیست که هر لحظه دلش پیش کسیت
💡 غافل نمی شوی نفسی از اسیر خویش دانسته ای مگر که دلش در کمند کیست
💡 چو در آرزوی رویت نفسی ز دل برآرم ز دم فسردهٔ من نفس سحر بگیرد
💡 ما را به راه عشق تو آرام و خواب نیست از بیخودیست گر نفسی آرمیدهایم
💡 هیچ آرام نیارم، نفسی دم نزنم تا دلم در غم تو واله و حیران باشد
💡 بیا بیا که ز عمرم نماند جز نفسی بود بشادی وصل تو آن نفس بدهم