چس نفسی

لغت نامه دهخدا

چس نفسی. [ چ ُ ن َ ف َ ] ( حامص مرکب ) پرحرفی. یاوه گویی.وراجی. هرزه درایی. مهمل بافی. پرچانگی. رجوع به چس نفس و چس نفسی کردن شود. || ضعف و ناتوانی.

فرهنگ فارسی

۱ - پر حرفی روده درازی. ۲ - هرزه درایی یاوه گویی.
پر حرفی. وراجی

جمله سازی با چس نفسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی‌زنم نفس سرد بر امید کسی که یاد ناورد از من به سال‌ها نفسی

💡 بخت بد بین که مرا می کشد آن مه کو را کار صد خضر و مسیح از نفسی می آید

💡 آن نفسی که باخودی همچو خزان فسرده‌ای وان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت

💡 بی تو از جان نبود بهره جز این جامی را کش به یادت نفسی می رود و می آید

💡 گر یک نفسی به درس دل بنشینی استادان را به درس خود بنشانی

💡 پس مرگ اگر بیادت نفسی ز جان بر آرم شود اخگر این تن من بدن و کفن نماند

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز