پیشخورد کردن
مترادفها
مواجه شدن، روبرو شدن
متضادها
اجتناب کردن
لغت نامه دهخدا
پیشخورد کردن. [ خوَرْدْ / خُرْدْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش خوردن. رجوع به پیشخور کردن و رجوع به پیشخور شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پیش خور کردن
جمله سازی با پیشخورد کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای سخا را از کف تو پیشخورد وی خرد را پیش رایت چشم درد