لغت نامه دهخدا
پسین فرداشب. [ پ َ ف َ ش َ ] ( ق مرکب ) دو شب بعد از فرداشب.
پسین فرداشب. [ پ َ ف َ ش َ ] ( ق مرکب ) دو شب بعد از فرداشب.
دو شب بعد از فردا شب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سخاش نور نخستین شناس و صور پسین که جان به قالب امید در دمیدهٔ اوست
💡 در فارس و خوزستان، سن سازند پابده از پالئوسن تا الیگوسن است. در لرستان سن این سازند از پالئوسن پسین تا میوسن در نظر گرفته میشود.
💡 ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِینَ (۱۷) و آن گه پسینان را بمرگ پس ایشان میبریم.
💡 جان را خطرِ روزِ پسین بایددید دل را غمِ عقلِ پیش بین باید دید
💡 کارِ ما با نفسِ باز پسین آمده بود همه دل ها بنهادیم ضرورت به ممات
💡 امام اوست که قرص خور از اشارت او به جای فرض پسین بازگشت از ره شام