لغت نامه دهخدا
نواله بخشی. [ ن َ ل َ / ل ِ ب َ ]( حامص مرکب ) عمل نواله بخش. رجوع به نواله بخش شود.
نواله بخشی. [ ن َ ل َ / ل ِ ب َ ]( حامص مرکب ) عمل نواله بخش. رجوع به نواله بخش شود.
عمل نواله بخش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلم ز حرص سؤال از لبش جواب نیافت چو آن گدای سراسیمه کز نواله گذشت
💡 از خوان غمش حواله ای دارم بس چون درد از او نواله ای دارم بس
💡 به روز وصل تو از بیم هجر میترسم که زهر میدهد ایام در نواله ما
💡 هرپیاله که بمن دهر دهد ممزوجست هر نواله که بمن چرخ دهد مسمومست
💡 سودای خوشدلی مبر از کاسۀ سپهر کز خوان او نواله کسی بی جگر ندید؟
💡 ایشان به نوالهای که خوردند با من لب خود به مُهر کردند