لغت نامه دهخدا
نمک ناشناس. [ ن َ م َ ش ِ ] ( نف مرکب ) نمک کور. حق ناشناس. ناسپاس. که پاس نان و نمک ندارد.
نمک ناشناس. [ ن َ م َ ش ِ ] ( نف مرکب ) نمک کور. حق ناشناس. ناسپاس. که پاس نان و نمک ندارد.
( صفت ) آنکه رعایت حقوق نان و نمک را نکند نمک بحرام ناسپاس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ميهمانان ناشناس ؟ از اين آيات به بعد. قسمتهاى آموزندهاى را از تاريخ پيامبرانبزرگ و اقوام سركش به عنوان نمونه هاى روشنى از بندگان مخلص، و پيروانشيطان، بيان مى كند.
💡 استانیسلاو مارکلوف (به روسی: Станислав Маркелов)، (متولد ۱۹۷۴ مسکو - ۲۰۰۹) وکیل برجسته و فعال در حقوق بشر، که توسط فردی ناشناس به ضرب گلوله به قتل رسید. با تلاش وی یوری بودانف سرهنگ ارتش روسیه به جرم تجاوز و قتل خیدا کانگایوا (دختر ۱۸ سالهٔ چچنی) به ده سال حبس محکوم گردید.
💡 در ۲۱ فوریه، نیروگاه حرارتی لوهانسک در جمهوری خودخوانده لوهانسک از سوی نیروهای ناشناس گلولهباران شد. اوکرایننیوز اعلام کرد که در نتیجه این پیشامد نیروگاه مجبور به تعطیلی شد.
💡 کاسیریس در ماه مارس ۲۰۱۶ در خانهاش بوسیلهٔ افراد مسلحِ ناشناس و پس از سالها تهدیدشدن به مرگ، بهقتل رسید.
💡 او برای اجرای عملیات خود چند سال بهطور ناشناس به همراه برادر زن خود در سیستان زندگی کرده و تمام نغاط ضعف و راههای مختلف منطقه را شناسایی کرد.