لغت نامه دهخدا
نرم روب. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) جاروب که غبار و آرد و هر چیز نرم روبد و آن را امروز جارو نرمه نیز گویند. ( یادداشت مؤلف ): دیگر بیامد و گفت دم روباه نرم روب نیک آید و به کارددم روباه از پشت مازو جدا کرد. ( سندبادنامه ص 328 ).
نرم روب. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) جاروب که غبار و آرد و هر چیز نرم روبد و آن را امروز جارو نرمه نیز گویند. ( یادداشت مؤلف ): دیگر بیامد و گفت دم روباه نرم روب نیک آید و به کارددم روباه از پشت مازو جدا کرد. ( سندبادنامه ص 328 ).
جاروب که غبا آرد و هر چیز نرم روبد و آن را امروزه جارو نرمه نیز گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل سنگین عشق ار نرم گردد دل ار سنگست جوهر میتوان کرد
💡 کشت میکرد و نرم میتندید گاه بگریست و گاه میخندید