لغت نامه دهخدا
مژده فرمای. [ م ُ دَ / دِ ف َ ] ( نف مرکب ) مخفف مژده فرماینده. مژده رسان. ( ناظم الاطباء ). مژده فرما. رجوع به مژده فرما شود.
مژده فرمای. [ م ُ دَ / دِ ف َ ] ( نف مرکب ) مخفف مژده فرماینده. مژده رسان. ( ناظم الاطباء ). مژده فرما. رجوع به مژده فرما شود.
( مژده فرما ی ) ( صفت ) ۱ - خبرخوش رساننده بشیر. ۲ - پیک قاصد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای صبا امشبَم مَدَد فرمای که سحرگه شکفتنم هوس است
💡 که زنهار آمدن را کار فرمای جهان از دست شد تعجیل بنمای
💡 جواب آن به لفظم باز فرمای ز صاحب طبعی و حاضر جوابی
💡 و لیکن همتم شد کار فرمای که در میدان مردان می نهم پای
💡 ایا کار فرمای اقلیم عشق طرازنده ی گاه و دیهیم عشق
💡 بگفتا که حاضر بود خوان شاه قدم رنجه فرمای در بارگاه