لغت نامه دهخدا
موش ماله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) خرمای بغداد؛ و در اسلامبول مثل همه کلمات فارسی در آنجا مصحفاً موش مولان گویند. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به موش مولان شود.
موش ماله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) خرمای بغداد؛ و در اسلامبول مثل همه کلمات فارسی در آنجا مصحفاً موش مولان گویند. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به موش مولان شود.
خرمای بغداد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 728- ((لاتزول قدما عبد حتّى يسئل عن اربع: عن عمره فيما افناه، و عن جسده فيماابلاه، و عن ماله فيما انفقه، و من اين اكتسبه و عن محبّتنااهل البيت، (طبرانى از ابن عباس و سيوطى در احياء الميت و نبهانى در اربعين ).
💡 و در روايت ديگرى كه در كتاب توحيد صدوق ازاسماعيل بن فضل نقل شده مى گويد: از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم آيا خدا درقيامت ديده مى شود؟ فرمود: منزه است خداوند از چنين چيزى و بسيار منزه است... انالابصار لا تدرك الا ماله لون و الكيفية والله خالق الالوان و الكيفيات: (چشمها نمىبيند جز چيزهائى را كه رنگ و كيفيتى دارند در حالى كه خداوند آفريننده رنگها و كيفيتهااست )
💡 انما وضعف الزكاة اختبارا للاغنياء و معونة للفقراء و لو الناس اد و ازكاة اموالهم مابقى مسلم فقيرا محتاجا و لا ستغنى بما فرض الله له و ان الناس ما افتق روا و لا احتاجواو لا جاعلوا و لا عروا الا بذنوب الا غنياء و حقيق على الله تبارك و تعالى ان يمنع رحمتة ممنمنع حق الله فى ماله و اقسم بالذى خلق الخلق و بسط الرزق انه ما ضاعمال فى بر و لا بحر الا بترك الزكاة و ما صى رد صيد
💡 پس آيه شريفه به حسب مدلولش عام است و اختصاص به طايفه اى ندارد،دليل بر اين معنا اين است كه كلمه (اتقى ) را با جمله (الذى يوتى ماله ) توصيفكرده، و معلوم است كه اين توصيف امرى است عمومى، و همچنين توصيف هاى بعدى، و اينمنافات ندارد با اينكه آيات و يا همه سوره به خاطر يك واقعه خاصىنازل شده باشد، همچنان كه در روايات اسبابنزول سبب خاصى برايش ذكر شده.