مصیبت کشی

لغت نامه دهخدا

مصیبت کشی. [ م ُ ب َ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) صفت و حالت مصیبت کش. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مصیبت کش شود.

فرهنگ فارسی

صفت و حالت مصیبت کش

جمله سازی با مصیبت کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در راه انتظار توام اشک بود و بس گرد مصیبتی که ز دامان شکست و ریخت

💡 پیرمرد نویسنده که زحمت ده ساله اش را در آن ساک از کف داده بود به هر مصیبتی که هست نشانی منزل رحمان را می‌یابد تا حاصل عمرش را پس بگیرد اما رحمان نوشته‌ها را دور انداخته است.

💡 زین مصیبت کاوفتاد اهل زمین را می سزد گر بگرید آسمان بر حال ایشان زار زار

💡 و وی آن مصیبت با بردباری درخور تحمل کند، از این که به رستاخیز از وی حساب کشم یا بهرش نامه ی عمل بگسترانم، حیا کنم.

💡 ما مصیبت زدگان را چه تواضع به ازین که به هر جا بنشینیم، فغان برخیزد!

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز