مرده زادی

لغت نامه دهخدا

مرده زادی. [ م ُ دَ/ دِ ] ( حامص مرکب ) مرده زاد بودن. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به مرده زاد شود.

فرهنگ فارسی

مرده زاد بودن.

جمله سازی با مرده زادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روح با حق زنده و پاینده ایست ورنه این را مرده آن را زنده ایست

💡 دید در دشت مرده یکی شیر دلیر با خواجه اثیر گفتم اینک شمشیر

💡 مرده دل را بغیر از ناله جان بخش من بر نمی انگیزد از جا هیچ تلقین دگر

💡 یاد خرسندی گذشت از خاطر غافل اسیر مرده بودم غم میان جان ناشادم رسید

💡 همراه صبا بوی مسیحا نفسی بود زان بوی دل مرده ی من با سخن آمد

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز