لغت نامه دهخدا
مدح طرازی. [ م َ طِ / طَ ] ( حامص مرکب ) مداحی. عمل مدح طراز. رجوع به مدح طراز شود.
مدح طرازی. [ م َ طِ / طَ ] ( حامص مرکب ) مداحی. عمل مدح طراز. رجوع به مدح طراز شود.
مداحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمر گرانمایه ای دریغ تلف شد در خم گیسوی لعبتان طرازی
💡 نخستین طرازی که بست از قیاس کتابیست کان هست گیتی شناس
💡 در بادیه سخن طرازی، نامم افتاده ز همرهان چو منزل در پیش
💡 بر آستینش طراز سعادت فلک است چو سعد پیشه رایش جهان طرازی باد
💡 گر بسیط سخن قدس طرازی بندی معنی از پرده برون نامده از عریانی
💡 خلعت نو بین که به هر گوشهاش تازه طرازی است ز طراز نو