لغت نامه دهخدا
مدح طراز. [ م َ طِ / طَ ] ( نف مرکب ) مدح سرای. مدیحه گوی. مدیحه خوان:
کاو به صدر اندر بنشسته به آئین ملوک
همچنان مدح نیوشنده و من مدح طراز.فرخی.
مدح طراز. [ م َ طِ / طَ ] ( نف مرکب ) مدح سرای. مدیحه گوی. مدیحه خوان:
کاو به صدر اندر بنشسته به آئین ملوک
همچنان مدح نیوشنده و من مدح طراز.فرخی.
مدح سرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو به صدر اندر بنشسته بآیین ملوک همچنان مدح نیوشنده و من مدح طراز