لغت نامه دهخدا
ماه سگان. [ س َ ] ( اِخ ) نام سجستان است و از این رو فانید منسوب به سجستان را فانید ماسگانی ( مخفف ماه سگانی ) نامند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معجم البلدان ذیل ماه دینار شود.
ماه سگان. [ س َ ] ( اِخ ) نام سجستان است و از این رو فانید منسوب به سجستان را فانید ماسگانی ( مخفف ماه سگانی ) نامند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معجم البلدان ذیل ماه دینار شود.
نام سجستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیرِ حق داورِ دین، آنکه به مَه ناز کنیم، با سگان سر کوی وی اگر یار شویم
💡 جان گرگان و سگان از هم جداست متّحد جان هاى شيران خداست 2 برادرى بر اساس ايمان، مشروط به زمان، سنّ، شغل و مكان نيست. (انما المؤ منون اخوة )
💡 چون سگ کوی تو گردید رفیق از در خویش مکنش دور و مگردان چو سگان دربدرش
💡 شرمسارم از سگان کوی تو زان کز رهی دل تو بردی و به گرد کوی بوی دل بماند
💡 پس سعى كن هميشه از سخن چينى و غيبت پشت سر ديگران اجتناب و دورى كنى؛ وگرنههمنشين سگان آتشين خواهى شد.(45)
💡 ((اى عايشه ! از آن كه سگان حواءب بر وى بانگ زدند نباش و طلحه و زبير تو رانفريبند كه هيچ سودى برايت ندارد.))