لغت نامه دهخدا
مال گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) کسی که مال تحصیل اراضی در سر کار ادا نماید. ( آنندراج ). و رجوع به مال گزار شود. || ملاک وآنکه ملک خود را در تحت حکومت نگاهدارد. ( ناظم الاطباء ). || مستأجر و رعیت. ( ناظم الاطباء ).
مال گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) کسی که مال تحصیل اراضی در سر کار ادا نماید. ( آنندراج ). و رجوع به مال گزار شود. || ملاک وآنکه ملک خود را در تحت حکومت نگاهدارد. ( ناظم الاطباء ). || مستأجر و رعیت. ( ناظم الاطباء ).
کسی که مال تحصیل اراضی در سر کار ادا نماید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مه و سال و روز و شب خویش را به نیکی گذار و به شادی شِمُر
💡 چنان ربوده ز من شوق دیدن تو قرار که چشم بسته ز خلد برین گذار کنم
💡 تن به حوادث گذار صائب اگر پخته ای کآبله چون پخته شد روزی او نشترست
💡 هیچ عاقل نکند گوش بافسانه ی مست از رخ راز مکش پرده و مستور گذار
💡 خواهی به زمین نشین و خواهی به بساط خواهی به غمش گذار و خواهی به نشاط