لنده دادن

مترادف‌ها

وصله کردن، رفو کردن

لغت نامه دهخدا

لنده دادن. [ ل ُ دَ / دِدَ ] ( مص مرکب ) در تداول مردم شیراز، ژکیدن. لنده زدن. دندیدن. غر و غر کردن. و رجوع به لُندیدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) لندیدن غرغرکردن.
در تداول مردم شیراز ژکیدن غر و غر کردن.

جمله سازی با لنده دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بادامستان (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.

💡 سکده (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.

💡 هدف از ساخت سد آبریز تأمین آب شرب، صنعت و کشاورزی منطقه دهدشت، چرام و لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد با انتقال آب از حوضه آبریز رودخانه مارون-جراحی به حوضه آبریز رودخانه زهره است.

💡 در فرهنگ عمومی از معنای لنده به عنوان مکان گود و عمیق نام برده می‌شود که این به دلیل پایین بودن ارتفاع این شهر نسبت به مناطق پیرامونش می‌باشد. در تصاویر این واقعیت به وضوح قابل مشاهده‌است.

💡 دره بنگ، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.

💡 روچ سفلی (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.

💡 مادربزرگ با مهارت بسیار زیاد مشغول لنده دادن به لباس‌های قدیمی و پاره شده بود تا دوباره آن‌ها را برای استفاده در فصل‌های آینده آماده کند.

💡 در دوران گذشته، هنر لنده دادن یکی از مهارت‌های ضروری برای هر خانواده‌ای بود تا بتوانند از پارچه‌های باارزش خود در برابر فرسودگی محافظت کنند.

💡 با وجود پیشرفت تکنولوژی و تولید انبوه، هنوز برخی از هنرمندان سنتی از روش‌های قدیمی مانند لنده دادن برای بازسازی پوشاک تاریخی استفاده می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران