لغت نامه دهخدا
لنده دادن. [ ل ُ دَ / دِدَ ] ( مص مرکب ) در تداول مردم شیراز، ژکیدن. لنده زدن. دندیدن. غر و غر کردن. و رجوع به لُندیدن شود.
لنده دادن. [ ل ُ دَ / دِدَ ] ( مص مرکب ) در تداول مردم شیراز، ژکیدن. لنده زدن. دندیدن. غر و غر کردن. و رجوع به لُندیدن شود.
( مصدر ) لندیدن غرغرکردن.
در تداول مردم شیراز ژکیدن غر و غر کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بادامستان (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
💡 سکده (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
💡 هدف از ساخت سد آبریز تأمین آب شرب، صنعت و کشاورزی منطقه دهدشت، چرام و لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد با انتقال آب از حوضه آبریز رودخانه مارون-جراحی به حوضه آبریز رودخانه زهره است.
💡 در فرهنگ عمومی از معنای لنده به عنوان مکان گود و عمیق نام برده میشود که این به دلیل پایین بودن ارتفاع این شهر نسبت به مناطق پیرامونش میباشد. در تصاویر این واقعیت به وضوح قابل مشاهدهاست.
💡 دره بنگ، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
💡 روچ سفلی (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.