لغت نامه دهخدا
غر کردن. [ غ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آهسته سخن گفتن از سر خشم. سخن گفتن اعتراض آمیز. ناخشنودی کردن با کلماتی نامفهوم. غر زدن. غرغر کردن. لندیدن. لندلند کردن. ژکیدن. قرقر کردن. رجوع به مدخل های مذکور شود.
غر کردن. [ غ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آهسته سخن گفتن از سر خشم. سخن گفتن اعتراض آمیز. ناخشنودی کردن با کلماتی نامفهوم. غر زدن. غرغر کردن. لندیدن. لندلند کردن. ژکیدن. قرقر کردن. رجوع به مدخل های مذکور شود.
( مصدر ) آهسته سخن گفتن از سر خشم و ناراحتی غرغر کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نوامبر ۲۰۲۱، اسکات موریسون، نخستوزیر وقت استرالیا، پس از مطرحشدن ادعاهایی مبنی بر اینکه ون در هنگام سخنرانی سناتور ژاکی لامبی در وقت طرح پرسش مجلس سنا و همزمان با انتشار گزارشی در مورد آزار و فرهنگ محیط کار در مجلس استرالیا از سوی کمیسر تشخیص جنسیت، «صدای غر غر کردن و صدای سگ» درآورده است، ابراز «ناامیدی» کرد. ون پس از آن بابت مداخلهٔ خود «عذرخواهی بدون قید و شرط» خود را ابراز کرد، اما ایجاد «صداهای غرغر کردن» را تکذیب کرد.