لغت نامه دهخدا
لاش کنار. [ ک ِ ] ( اِخ ) لاشک. نام موضعی در فیروزکلای کجور. ( مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 109 ).
لاش کنار. [ ک ِ ] ( اِخ ) لاشک. نام موضعی در فیروزکلای کجور. ( مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 109 ).
نام موضعی در کوه پر کجور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صد گریه کند مردم تا تو به کنار آیی صد موج زند دریا تا در به کنار افتد
💡 هم در کنار عرش سرافراز میشوند هم در میان بحر نگونسار میروند
💡 پروردۀ کبار پیمبر بد از نخست محروم شد در آخر کار از کنار او
💡 بکوش و روی مگردان ز جور و بارکشی مگر مراد دل خویش در کنار کشی
💡 بازهمی بوی مشک زجویبار آیدم صحبت گل در میان زهر کنار آیدم
💡 باد گویی مشک سوده دارد اندر آستین باغ گویی لعبتان جلوه دارد بر کنار