فرهنگ عمید
قیمت داشتن، دارای بها و ارزش بودن: ز گوهر سفتن استادان هراسند / که قیمت مندی گوهر شناسند (نظامی۲: ۱۱۷ ).
قیمت داشتن، دارای بها و ارزش بودن: ز گوهر سفتن استادان هراسند / که قیمت مندی گوهر شناسند (نظامی۲: ۱۱۷ ).
دارای بها و ارزش بودن باارزشی: ز گوهر سفتن استادی هراسد که قیمت مندی گوهر شناسد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جایی که به کردار بود قیمت مردم صائب که ترا گفت که چون تیغ،زبان باش ؟
💡 برای لعل شیرین کوهکن جان میکند لیکن نمیارزد به پیش او به یک جو قیمت جانش!
💡 یوسف آنجا که به سیم و زر قلب است گران چه بر آرم ز صدف گوهر بی قیمت خویش؟
💡 صاحب نظران قیمت سودای تو دانند خورشیدپرستان سبق عشق تو خوانند
💡 ترک جان در ره آن سرو روان این همه نیست عشق اگر نرخ نهد قیمت جان این همه نیست
💡 شد فزون بس که خریدار لبت میترسم که نبندند به جان قیمت این مرجان را