قوامی گنجوی

لغت نامه دهخدا

قوامی گنجوی. [ ق َ ی ِ گ َ ج َ ] ( اِخ ) از شاعران است. او را استاد قوامی مطرزی خباز میخوانند و عم شیخ نظامی میدانند. گویند میان او و حکیم سوزنی مهاجات بوده. وی در صنایع و بدایع سخن صاحب مهارت است و در قصیده ای که مطلع آن این است:
ای فلک راهوای قدر تو بار
وی ملک را ثنای صدر تو کار
جمیع صنایع شعری را آشکار فرموده است. او راست:
دلا امروز کاری کن که فریادت رسد فردا
چه باشی طالب دنیا کز آن غالب شود سودا
ز دام آز بیرون جه که یونس خور بود ماهی
ز بید ناز فارغ شو که وامق کش بود عذرا.
تو در دنبال دنیایی و مرگ اندر قفای تو
ز پیشت هیبت شر است و از پس بیم اژدرها.( مجمع الفصحاء ج 1 ص 478 ).

فرهنگ فارسی

از شاعران است. او را استاد قوامی مطرزی خباز میخوانند و عم شیخ نظامی میدانند.

جمله سازی با قوامی گنجوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسین قوامی در برنامهٔ شمارهٔ ۲۲۶ از مجموعهٔ گل‌های رنگارنگ و برنامهٔ شمارهٔ ۹۶ از مجموعهٔ برگ سبز این غزل را در دستگاهِ سه‌گاه اجرا کرده است.

💡 وی هنرمندی بود متین، مؤدب، متواضع و مهربان. حسین قوامی در سنین ۸۰ سالگی نیز همچنان آواز می‌خواند.

💡 اسماعیل قوامی سیاست‌مدار ایرانی بود، که در دوره بیستم به‌عنوان نماینده شیراز در مجلس شورای ملی حضور داشت.

💡 ای قوامی زین سخنها کان گوهر گشته ای گرچه کارت پیش از این بودست دکان داشتن

💡 ای قوامی تاقیامت ماند نامت درجهان زهد و توحید تو شد سرمایه جاه و جلال

💡 ثیاب ز بهر آن پوشم شوم شایستهٔ طاعت غذا از بهر آن نوشم لباسی لک قوامی لک

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز