فند و فعل

لغت نامه دهخدا

فند و فعل. [ ف َ دُ ف ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حیلت و مکر و اعمال تباه، و بیشتر در صفت زنان آرند و اراده بی عفافی از آن کنند. اعمال نهانی و حیله کاری های زشت زن. حیله و مکر، خاصه در زنان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). فسق. فجور. حیله و تزویر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): چه فند و فعلها! و رجوع به فعل شود.

جمله سازی با فند و فعل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنده‌ را با خواجه حق صحبت است صحبتی دیرینه و بی‌زرق و فند

💡 در کوی تو ما را نبود جای اقامت وآن فند نکردی که توانیم سفر کرد

💡 گر چشم شوخ نست به عاشق کشی مثل در حلقها ز دور و تسلسل فند جدل

💡 دریغا کز این دانش و پرورش اروپا نیاموخت جز مکر و فند

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز