فنج دیه

لغت نامه دهخدا

فنج دیه. [ ف َ ] ( اِخ ) شهرکی است که پنج ده پیوسته به هم است و در نزدیکی مروالرود قرار دارد. ( معجم البلدان ). ناصرخسرو آن را به نام پنج دیه در اوایل کتاب سفرنامه نام برده و مدتی نیز در آنجا مانده است.

جمله سازی با فنج دیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ((كاسنى ضد يبوست است، و براى رفع يبوست دمكرده برگ و ريشه كاسنى به مقداردو فنجان هر روز صبح ناشتا بايد مصرف گردد، و مقدار مصرف آن هم 30 گرم برگ وريشه كاسنى خشك در يك ليتر آب است.

💡 اما در فصل تابستان گاهی ممکن است فنجان را به محل اصلی تقسیم آب ببرند.

💡 ۲. لوبیا سفید - ۱ فنجان لوبیا سفید پخته شده حاوی ۱۱۸۹ میلی‌گرم پتاسیم است.

💡 فیل و فنجان فیلمی به کارگردانی و نویسندگی رحیم روشنیان محصول سال ۱۳۴۵ است.

💡 کمتر کسی را در روسیه می‌توان یافت که روزانه و اغلب صبح‌ها یک فنجان قهوه ننوشد.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز