لغت نامه دهخدا
فاصله ٔصغری. [ ص ِ ل َ / ل ِ ی ِ ص ُ را ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کلمه چهارحرفی که سه حرف اول آن متحرک و چهارمی ساکن باشد. رجوع به فاصله ( اصطلاح عروض ) شود.
فاصله ٔصغری. [ ص ِ ل َ / ل ِ ی ِ ص ُ را ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کلمه چهارحرفی که سه حرف اول آن متحرک و چهارمی ساکن باشد. رجوع به فاصله ( اصطلاح عروض ) شود.
کلمه چهار حرفی که سه حرف اول آن متحرک و چهارمی ساکن باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست امتداد نفس بگذر از تامل و بس بر وجود ما ز عدم خط کشید فاصلهای
💡 از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست محتاج به رنج قدم و راحله ای نیست
💡 در دایره فقر قدم نه که در آن خط یک نقطه ترا فاصله با شاه و گدا نیست
💡 به غیر یأس ابد در میانه فاصله نیست بیا که وعدة دیدار یار نزدیک است
💡 حیف است تن و جان شود از وصل حجابت تا کی به میان فاصله بینی عدمی چند؟