فابش قبطی

لغت نامه دهخدا

فابش قبطی. [ ب ِ ش ِ ق ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) باقلی مصری. رجوع به فابس شود.

فرهنگ فارسی

باقلی مصری

جمله سازی با فابش قبطی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۳) شاهان ارمنی (۱۱۰۰–۱۲۰۷ م) که موسی لهنا لقمان قبطی است. در این دوره اینان به دلیل مراوده با اعراب، عرب شده بودند ولی کردها تلاشی برای از بین بردن آن‌ها انجام ندادند یا این وجود کردها زبان خویش را حفظ کردند.

💡 حضرت موسی‌بن عمران از جفای قبطیان گاه در مصر غمش جا بود گه نیل خطر

💡 از آثار برجسته وی می‌توان به تابلوهای حیاط خانه اسقف اعظم قبطی در قاهره (۱۸۶۴) پذیرایی بانوی خانه از مهمان‌ها (۱۸۷۳) بر سر سفره غذای ظهر (۱۸۷۵)، مفسر قرآن (۱۸۶۹)، زندگی در حرمسرا (۱۸۵۷)، اردوگاه در بیابان نزدیک کوه سینا (۱۸۴۲)

💡 کفی نخورده که خون گشت نیل بر قبطی بلی ز موسی هر عصر معجزی است دگر

💡 هم از آن سبطی صفوت رسد از طور وجود هم از این قبطی ظلمت غرق نیل عدم

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز