غمزه ٔ اختر
لغت نامه دهخدا
غمزه اختر. [ غ َ زَ / زِ ی ِ اَ ت َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از روشنایی ستاره باشد بوقت دمیدگی صبح، و بعضی لرزش ستاره را گویند. ( برهان قاطع ). روشنی ستاره وقت دمیدگی صبح. ( انجمن آرا ).کنایه از توهم لرزه ستاره و محو گردیدن از نظرهاست و آن را چشمک زدن ستاره نیز گویند. ( آنندراج ). غمزه ستاره. ( برهان قاطع ). و رجوع به غمزه ستاره شود.
جمله سازی با غمزه ٔ اختر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگفتم آنمه تابان توئی که غمزه تو بریخت خون دلم بیگناه و تو غافل
💡 ابروی کمان پیکرش از غمزه خدنگی زد بر جگر خسته که آن را ابن یمین بود
💡 کاری تراست بر دل عشاق مستمند هر غمزهای ز چشم تو از زخم دهرهای
💡 امشب از چشم سیه چاشنی غمزه فشاند که نظر کرد به سویم ز سر معشوقی
💡 گردید تیر غمزه مستش به خون من هر چند دست او به شفاعت حنا گرفت
💡 هرچه با خسته دلم غمزه بی رحم تو کرد نگه گوشه چشمان تو عذر همه خواست