غریب درکنک
فرهنگ فارسی
جمله سازی با غریب درکنک
او آفتاب عالم و ما سایه بان او چندان غریب نیست اگر جود می کند
که در رکاب همایون ما درین مدت چه میکند به چه میسازد این غریب فقیر؟
آن چنان بر سر کویت به غریبی شادم که به خاطر نگذشته است خیال وطنم
عجیب نبود اگر آشتی کنند اضداد غریب نبود اگر متفق شوند ارکان
یاری نه که آرد بسر خسته طبیب زاری نه که جوید کفن از بهر غریب