لغت نامه دهخدا
باد غریب درکن. [ دِ غ َ دَ ک ُ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) در تداول مردم شمیران و طهران، بادی که درآخر موسم ییلاق وزد و شهریان بمنازل خود بازگردند.
باد غریب درکن. [ دِ غ َ دَ ک ُ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) در تداول مردم شمیران و طهران، بادی که درآخر موسم ییلاق وزد و شهریان بمنازل خود بازگردند.
بادی که در اواخر موسم ییلاق وزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بقعه سید غریب، که در گویش محلی به غریب بقعه معروف است از دگر مناطق گردشگری لولمان میباشد.
💡 من به امید تو گاهی می شدم دستانسرا تا تو رفتی شد غریب گلستان فریاد من
💡 میلی نهاد خاطر، بر محنت غریبی با صد هزار حسرت، رفت از میان یاران
💡 (۴) "دراسة حول غریب القرآن و الحدیث"، فصلنامه علمی پژوهشی پژوهش دینی، شمـ ۱۲، زمستان ۱۳۸۴.
💡 اگر از خویش نباشد خبرم نیست غریب در جهان هر که غریبست ز خویشش چه خبر
💡 کنم یاد از اسیری چند و خاک شام چون بینم غریب خسته آواره بی خانمانی را