لغت نامه دهخدا
عنان وازدن. [ ع ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برگشتن و اعراض نمودن. عنان تافتن. ( از آنندراج ):
عرفی به کجا می روی این راه کدام است
بشتاب عنان وازن از راه خطیرم.عرفی ( از آنندراج ).
عنان وازدن. [ ع ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برگشتن و اعراض نمودن. عنان تافتن. ( از آنندراج ):
عرفی به کجا می روی این راه کدام است
بشتاب عنان وازن از راه خطیرم.عرفی ( از آنندراج ).
برگشتن و اعراض نمودن عنان تافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين، طرز بيان و اظهار و استدلال يكى از دانشمندان مذهب خلفا مانند ابن كثير است كه بااعصابى سخت درهم كوفته و ناراحت بر شيعه تاخته و درباره چنينمشكل بزرگى مذبوحانه عنان اختيار از كف داده و بجز دشنام ناسزا دليلى نداشته است.
💡 آرى اسماعيل گفت: پدر جان ريسمان را محكم ببند تا دست وپا نزنم، و در اجراء فرمانسست نشوى و از پاداش من نيز كاسته نشود. پيراهنم را بيرون آر تاخون آلود نشود. زيرامى ترسم اگرمادرم پيراهن آغشته به خون مرا ببيند، عنان صبر از كف بدهد.