لغت نامه دهخدا
وازن. [ زِ ] ( ع ص ) سنجیده. || سنگین. ثقیل. ( از اقرب الموارد ). || تام. درهم وازن؛ ای تام. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). درهم وازن، درهم باسنگ. ( منتهی الارب ).
وازن. [ زِ ] ( ع ص ) سنجیده. || سنگین. ثقیل. ( از اقرب الموارد ). || تام. درهم وازن؛ ای تام. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). درهم وازن، درهم باسنگ. ( منتهی الارب ).
سنجیده سنگین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو هم از رای و تدبیر من ار سر، وازنی شاید، خیانت پیشگان را پیش کار و موتمن بینی
💡 از گوشتش همی چش وازنان اومچش از خون او همیخور و از خوان او مخور
💡 روستای باستانی نسن در کنار قله بلند البرز مرکزی، آزادکوه است. روستا در بستر آبرفتی دو رودخانه لابشم و آزادکوه قرار دارد، و سرسبز و پرآب با آب و هوای کوهستانیست. نسن از شمال به کوههای کجور، از غرب و شرق به کوههای نور، از جنوب به کوههای دیزین استان تهران میرسد. در کل هفت منطقه کوهستانی لابشم، وازن، مرنجی، بیروش، سوتک، لشک و کلیگنو محدودهای بیش از ۵۰ کیلومتر مربع را شامل میشود.