لغت نامه دهخدا
علی میقاتی. [ ع َ ی ِ می ] ( اِخ ) ( علی صفوت... ) ابن محمد خربوطلی میقاتی. رجوع به علی صفوت شود.
علی میقاتی. [ ع َی ِ می ] ( اِخ ) ابن مصطفی دباغ حلبی شافعی. مشهور به میقاتی و مکنی به ابوالفتوح. وی محدث و ادیب و نویسنده و شاعر بود ( 1104 - 1174 هَ. ق. ). او راست: 1- حاشیه بر شرح الدلائل فاسی. 2- شرح الجامع الصحیح بخاری. و نیز او را اشعاری است. ( از معجم المؤلفین ).