علی احمر
لغت نامه دهخدا
علی احمر. [ ع َ ی ِ اَ م َ ] ( اِخ ) ابن حسن احمر. ادیب و نحوی و صرفی. متوفی در حدود سال 194 هَ. ق. وی را با کسائی صحبتی بود. او راست: 1 - التصریف. 2 - تفنن البلغاء. ( از معجم المؤلفین بنقل از معجم الادباء ج 13 ص 5. بغیةالوعاة سیوطی ص 334 ).
علی احمر. [ ع َ ی ِ اَ م َ ] ( اِخ ) ابن مبارک احمر. وی بر شعر ابی نواس دو غلط و اشتباه گرفته است که در الموشح مذکور است. رجوع به الموشح مرزبانی ص 273 شود.
فرهنگ فارسی
ابن مبارک احمر وی بر شعرا بی نواس دو غلط و اشتباه گرفته است که در الموشح مذکور است
جمله سازی با علی احمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باد چون در کشدش دامن سنبل زسمن صبح چون بشکفدش بر گل احمر نرگس
💡 جعفر احمر گويد: من خود جسد يحيى را بر سر دار در دروازه جوزجان مشاهده كردم.
💡 داغ سیاه بر دل لاله نهادهای تا خط سبز بر گل احمر کشیدهای
💡 اى برادر يقين دان كه قنطار طلاى احمر، براى كسى كه از اين عالمداخل آن عالم شد، به قدر ذره اى نفع و اثر ندارد.
💡 چه برپشته چه بر هامون هزاران کشته افکنده ز خونکشتگان رستهبه دی مه لالهٔ احمر
💡 چون روی ترا شوید و ساید به رخت دست فیالحال بروید ز کفش لالهٔ احمر