لغت نامه دهخدا
علم غیبی. [ ع ِ م ِ غ َ / غ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به علم غیب شود: علم غیبی نمیداند بجز پروردگار.
علم غیبی. [ ع ِ م ِ غ َ / غ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به علم غیب شود: علم غیبی نمیداند بجز پروردگار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان هیدون (۱۰ سپتامبر ۱۶۲۹- حدود ۱۶۶۷) یک فیلسوف غیبی نوافلاطونی انگلیسی، رزیکلاس، ستاره شناس و وکیل بود.
💡 در خلوتی که جلوه گه چون تو یوسفی ست دوشیزگان عالم غیبی بریده کف
💡 حیات غیبی یکی از طایفههای ایل چگنی است. این طایفه ساکن دهستان ویسیان از توابع شهرستان چگنی است.
💡 «آیا جز این بود که یک دست غیبی در کار است؟ چه کسی هلیکوپترهای آقای کارتر را ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شنها ساقط کردند. شنها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست.».
💡 مجو زشیخ حرم راز پرده غیبی به پیر میکده نازم که این شیم دارد
💡 بود آیینهٔ صد شاهدِ غیبی صائب دیدهای را که سراپردهٔ خوابش کردی