لغت نامه دهخدا
طبل خواری.[ طَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) مفت خواری:
چون به انبازیست دنیا برقرار
هر کسی کاری گزیند زِ افتقار
طبل خواری در میانه شرط نیست
راه سُنت کار و مکسب کرد نیست.مولوی.رجوع به طبل خوار شود.
طبل خواری.[ طَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) مفت خواری:
چون به انبازیست دنیا برقرار
هر کسی کاری گزیند زِ افتقار
طبل خواری در میانه شرط نیست
راه سُنت کار و مکسب کرد نیست.مولوی.رجوع به طبل خوار شود.
( اسم ) ۱ - شکمخوارگی شکم بندگی. ۲ - مفتخوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بیند بر من این بیداد و خواری نخسبد دیگر از فریاد و زاری
💡 عین درمان شمرد عاشق بیماری را که طلبکار تو عزت شمرد خواری را
💡 بر جای بالین زرت واویلا شدخاک خواری بسترت واویلا
💡 ای ذات پسندیده تو حق عزیز مپسند مرا بدین چنین خواریها
💡 گفت خواری قیامت صعبتر گر نداری پاس من در خیر و شر
💡 نه از خواری چنان بگذاشت او را ندارد کس چنو فرزند را خوار