شکم بندگی

لغت نامه دهخدا

شکم بندگی. [ ش ِ ک َ ب َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت شکم بنده. شکم خوارگی. پرخوری. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شکم بنده شود.

فرهنگ فارسی

شکم خوارگی پر خوری

جمله سازی با شکم بندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روز چهارم ضحاک شکم‌پرور چنان شاد شد که رو به جوان کرد و گفت: «هرچه آرزو داری از من بخواه.» اهریمن که جویای این زمان بود گفت: «شاها، دل من از مهر تو لبریز است و جز شادی تو چیزی نمی‌خواهم. تنها یک آرزو دارم و آن این‌که اجازه دهی دو کتف تو را از راه بندگی ببوسم.» ضحاک اجازه داد. اهریمن لب بر دو کتف شاه نهاد و ناگاه از روی زمین ناپدید شد.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز