لغت نامه دهخدا
طاهوئیه استاد. [ ئی ی َ اُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه بخش مشیز شهرستان سیرجان، واقع در 20هزارگزی باختر مشیز و سر راه مالرو گود احمر به ده کوسه. دارای 19 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
طاهوئیه استاد. [ ئی ی َ اُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه بخش مشیز شهرستان سیرجان، واقع در 20هزارگزی باختر مشیز و سر راه مالرو گود احمر به ده کوسه. دارای 19 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان حومه بخش مشیز شهرستان سیرجان ۲٠ هزار گزی باختر مشیز سر راه مالرو گود احمر - ده کوسه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بتیغ و نیزه استاد جهان شد بهر وصفش که گویم بیش ازان شد
💡 به استادی نهان میدارد آن بار وگرنه هست از بارت خبردار
💡 چو سرو تا ابد اندر مقام آزادی بخدمت تو پیاپی ببایدم استاد
💡 چنان زو عمر دشمن رفت بر باد که تا کنج عدم جایی نه استاد
💡 گفتمش باز بگو گفت یکی دانشور مشتری نام، که استاد بهر علم و فن است