لغت نامه دهخدا
طاهرالباطن. [ هَِ رُل ْ طِ ] ( ع ص مرکب ) آنکه خدا اورا از وسوسه و هوی و هوس هائی که در دل میگذرد حفظ کند. ( از تعریفات جرجانی ). رجوع به طاهر باطنی شود.
طاهرالباطن. [ هَِ رُل ْ طِ ] ( ع ص مرکب ) آنکه خدا اورا از وسوسه و هوی و هوس هائی که در دل میگذرد حفظ کند. ( از تعریفات جرجانی ). رجوع به طاهر باطنی شود.
آنکه خدا او را از وسوسه و هوی و هوس هائی که در دل میگذرد حفظ کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اين توحيد صمدى قرآنى است كه ( و هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن ) (74) است و بسيط الحقيقهكل الاشياء و ليس بشى منها است كه هيچ شى ء را با او بينونت عزلى نيست كه (فهوداخل فى الاشياء لا بالممازجه و خارج عنها لا بالمزايله ).
💡 عن جابر قال: ساءلت اءبا جعفرعليه السلام عن هذه الا ية عن قول اللّه: فلمّا جائهم ما عرفوا كفرا به )، قال: تفسيرها فى الباطن: لمّا جائهم م عرفوا فى علىّعليه السلام كفروا به، فقال اللّه فيه، يعنى بنى اءميّة: هم الكافرون فى باطن القرآن (1201).
💡 عزيزم ! كلام در سفر از خلق به حق و از كثرت به وحدت و از ناسوت به مافوق جبروتاسـت تـا حد فناى مطلق كه در سجده اول حاصل شود و فناى از فناى كه پس از صحو درسـجـده دوم حـاصـل گـردد و ايـن تـمـام قـوس وجـود اسـت (مـن الله والى الله ) در ايـنحـال سـاجـد و مـسـجـودى و عـابـد و مـعـبـودى در كـار نـيـسـت (هـوالاول و الاخره و الظاهر و الباطن ).
💡 در مقام طمس و محق است كه دل قرآن و سوره والليل را لمس مى كند كه (انا انزلناه فى ليله القدر) (والليل اذا يغشى و النهار اذا تجلى ) كه چون عارف شب او را فرا گرفت و فناى در ذاتبر او مستولى گشت به حقيقت توحيد صمدى (هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن ) بار مى يابد و شمس حقيقت احديت بر او ظاهر مى گرددكه (لمن الملك اليوم الله الواحد القهار) و مى نگرد كه:
💡 نبى و نبوت به لحاظ روى به سوى خلق داشتن است لذا اسم شريف الظاهر معطى نبوت ورسالت است چون نبوت و رسالت متعلق به مقام تجليه است و علم فقه مبين كيفيت آن است.و تجليه اول چيزى است كه عبد سائر به سوى مولايش بدان نيازمند است ولى معطىولايت اسم شريف الباطن است و ولايت مفيد مقام تحليه است.