لغت نامه دهخدا
صفحه بندی کردن. [ ص َ ح َ / ح ِ ب َ ک َ دَ] ( مص مرکب ) در تداول مطابع ستونهای چیده شده جدا را بیکدیگر پیوسته از آن برای چاپ صفحه ترتیب دادن.
صفحه بندی کردن. [ ص َ ح َ / ح ِ ب َ ک َ دَ] ( مص مرکب ) در تداول مطابع ستونهای چیده شده جدا را بیکدیگر پیوسته از آن برای چاپ صفحه ترتیب دادن.
در تداول مطابع ستونهای چیده شده جدا را بیکدیگر پیوسته از آن برای چاپ صفحه ترتیب دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صفحه آیینه از مشق نفس گردد سیاه آن رخ نازک تماشا برنتابد بیش ازین
💡 134-ارشاد مفيد: صفحه 181؛ اثبات الهداة: جلد 5 صفحه 129 و 134.
💡 979-صحيفه نور جلد:2 صفحه:136 تاريخ سخنرانى:20/7/57
💡 تا کشید از خط مشکین گرد ماه دل قلم بر صفحه جان می کشد
💡 دردا که رسید پیری و داد نوید کز صفحه عمر شسته شد خط امید