فرهنگستان زبان و ادب
{weighing valve} [حمل ونقل ریلی] نوعی شیر که از آن برای توزین بار وسیلۀ نقلیۀ ریلی استفاده می شود
{weighing valve} [حمل ونقل ریلی] نوعی شیر که از آن برای توزین بار وسیلۀ نقلیۀ ریلی استفاده می شود
نوعی شیر که از آن برای توزین بار وسیلۀ نقلیۀ ریلی استفاده میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تور جانسون در سنگینترین توزین خود، ۱۸۱ کیلوگرم (۴۰۰ پوند) وزن داشت. وی پس از مهاجرت به کالیفرنیا، سال ۱۹۳۴ میلادی، در اوایل شروع به قبول نقشهای کوتاهی در فیلمها به عنوان وزنهبرداری قدرتمند کرد. در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی حضورحرفهای وی در فیلم به پایان رسید. با این حال او همچنان به حضور در تلویزیون و تعدادی از آگهیهای بازرگانی ادامه داد.
💡 پیش از آنکه مواد به قسمت قالب ریزی انتقال یابند بهدقت توزین شده و در میکسرهای مخصوصی در مدت زمان لازم و مشخص مخلوط میشوند.
💡 توزین الکتریک کاشان نام باشگاه بسکتبال حرفهای در شهر کاشان ایران میباشد. این تیم در مسابقات لیگ برتر بسکتبال ایران حضور دارد.
💡 توزین سِوٰاری، بَنْدِهْ تِهْ جِلُو تَجْ مِنْ تِنِهْ پِلِهْ چُومِهْ، تُومِهْ سَرْ هُو مِجْ
💡 این میزان و این بیان و این به بیکجا کشاندنِ خلاقیت، آن هم روز روشن… چه ربطی به رؤیای آزادی دارد!؟ نه توزین، نه ترازو، نه تعادل، و نه عدالت… کجا رعایت شدهاست که باور کنیم به آزادی راه دادهاید!؟ توقیف (مثلاً اصلاح) شعر، آن هم به شیوهٔ تبر، تنها به تاریکی دامن میزند.