خرده سرگین

لغت نامه دهخدا

خرده سرگین. [ خ ُ دَ / دِ س ِ ] ( اِ مرکب ) قطعات کوچک سرگین خشک شده. کدیون.

فرهنگ فارسی

قطعات کوچک سرگین خشک شده کدیون

جمله سازی با خرده سرگین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوسک ژاپنی از راسته قاب‌بالان و از تیره سرگین‌چرخانان است.

💡 یاسمین را خوش ببوید هر کسی گرچه از سرگین برآید یاسمین

💡 روز و شب از دود افیون‌دربن ریشت خضاب سال و مه از لون سرگین درکف دستت حنا

💡 بر تو سرگین را فسونش شهد کرد شهد را خود چون کند وقت نبرد

💡 سرگین در فارسی به معنی مدفوع است و سرگین‌مگسان جزئی از سرگین‌خواران بشمار می‌آیند.

💡 نام آن‌ها به بوی بد آن‌ها اشاره دارد که سرگین (مدفوع) را تداعی می‌کند.

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز