شاه اسپر

لغت نامه دهخدا

شاه اسپر. [ اِ پ َ ] ( اِ مرکب ) مرکب از «شاه » و «اسپر» ( مخفف اسپرم ) شاه سپرم. ریحان الملک. ضیمران. رجوع به شاه اسپرغم، شاه سپرغم. شاه اسفرهم. شاه اسپرهم و شاهپر شود.

فرهنگ فارسی

مرکب از [ شاه ] و [ اسپر ] شاه سپرم ریحان الملک. ضیمران.

جمله سازی با شاه اسپر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر کی درآمد به صفش یافت امان از تلفش تیغ بدیدم به کفش سوختم آن اسپر خود

💡 چو تیغ یازد بی فایدت بود اسپر چو تیر بارد بی خاصیت شود جوشن

💡 از جمله سم‌های قابل استفاده در ایران، اسپری درمین می‌باشد که در داروخانه‌ها در بسته‌بندی‌های ۶۰ میلی‌گرم و ۲۵۰ میلی‌گرم فروخته می‌شود.

💡 از فارغ‌التحصیلان معروف دانشگاه می‌توان به ویلیام بار، الیزابت وارن، الک بولدوین، مارک اسپر، لی کان هی، انوشه انصاری و… اشاره کرد

💡 ای خواجه من آغشته‌ام بی‌شرم و بی‌دل گشته‌ام اسپر سلامت نیستم در پیش تیغم چون سپر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران