اسپرهم

لغت نامه دهخدا

اسپرهم. [ اِ پ َ هََ ] ( اِ ) اسپرغم.( جهانگیری ). سپرغم. مطلق گلها و ریاحین. ( برهان ): بساک؛ تاجی باشد که از اسپرهم بندند. ( فرهنگ اسدی ).

فرهنگ معین

(اِ پَ هَ ) ( اِ. ) نک اسپرغم.

فرهنگ فارسی

اسپرغم، سپرهم: گل وسبزه، گل وگیاه معطر، هرگیاهی که برگهای خوشبوداشته باشد، ریحان
( اسم ) ۱ - هر گیاه خوشبو ریحان ۲ - هر گیاه. ۳ - سبزه. ۴ - میوه.

ویکی واژه

نک اسپرغم.

جمله سازی با اسپرهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فصل سوم: در اسپرهم‌ها، سیزده نام. نرگس، سوسن، لاله، لفاح(مهرگیاه)، یاسمین، ضیمران، مرزنجوش، بنفشه، آذرگون، نسرین، نیلوفر، خیری، و شنبلیذ (شنبلید)(شنبلیله).

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کوک یعنی چه؟
کوک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز