لغت نامه دهخدا
شالوده ریزی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عمل شالوده ریز. طرح ریزی پی و اساس بنایا امری را پی افکندن. شالوده ریختن. بنیاد نهادن.
شالوده ریزی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عمل شالوده ریز. طرح ریزی پی و اساس بنایا امری را پی افکندن. شالوده ریختن. بنیاد نهادن.
عمل شالوده ریز طرح ریزی پی و اساس بنایا امری را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شالوده نیروهای رومی فروپاشیده و به روایت هایی متفاوت بین 20 تا 30 هزار سربازشان قتل عام شدند.
💡 به همين جهت در دوران حضور ائمه عليهم السلام شالوده يك مكتب فكرى و يك مدرسه ويژهخط اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله كه پاسدار مفاهيم ناب اسلامى بوده، پى ريزىمى شود و چون بذرى آبيارى مى گردد تا در دوران غيبت درختى تنومند و قوى گردد.
💡 ده سال از هجرت پيامبر بزرگ اسلام مى گذرد. درخلال اين مدت، شالوده دين مقدس اسلام در پرتو مجاهدات و مبارزات شبانروزى محمد(ص )و ياران وفادارش گذارده شده است.
💡 84 نقش سيد مرتضى، شيخ مفيد و خواجه نصير طوسى - رحمهم الله - در پى ريزى شالوده تشيع
💡 ضدبنیادگرایی بنیادگرایی را رد و وجود باور یا اصل اساسی را انکار میکند که زمینه یا شالوده اساسی پژوهش و دانش است.
💡 اسـت، بـلكـه جـنـايتكاران سودجو كه از اختلاف ملت ها و دولت ها به سود خودشان بهرهبـردارى مـى كـنـند، با دست عمال از خدا بى خبر خود به اختلافات دامن مى زنند و هر گاهكه شالوده وحدت بين مسلمانان ريخته مى شود، با تمام نيرو به مخالفت برمى خيزند وبذر خلاف مى افشانند.