لغت نامه دهخدا
سپیدپهنا. [ س َ / س ِ پ َ ] ( اِ مرکب ) سپیدپهنای. کنایه از صبح دوم است که صبح صادق باشد. ( برهان ) ( شرفنامه ) ( آنندراج ).
سپیدپهنا. [ س َ / س ِ پ َ ] ( اِ مرکب ) سپیدپهنای. کنایه از صبح دوم است که صبح صادق باشد. ( برهان ) ( شرفنامه ) ( آنندراج ).
( صفت ) صبح دوم صبح صادق مقابل سپید بالا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو شب سیاه کند از سپید کاریِ خویش جهانِ روشن بر من چو زلفِ تاریکش
💡 مخالفان چو کلنگند و او چو باز سپید شکار باز بود، ورچه مه ز باز، کلنگ
💡 دریچه ای به شعر سپید پارسی:از آغاز تا دهه ۱۳۷۰/موسسه جهان کتاب، ۱۴۰۰.
💡 چون گشت سپیدی رخ از سرخی مه پنهان گوئی که به روم اندر بلغار همی پوشد
💡 به روز ابر رخت چو از خورشید سپید و خشک شود دیر شستهٔ تو به گاه