سقر ذیون

لغت نامه دهخدا

سقرذیون. [ س َ ق َ ] ( معرب، اِ ) به یونانی ثوم بری است. معهذا سیر نیست ولی گیاه خشکی است. ( دزی ج 1 ص 660 ).

فرهنگ فارسی

به یونانی ثوم بری است.

جمله سازی با سقر ذیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روی تا دارم به کویش در بهشتم در بهشت چون ز کویش بازگردم در سقر گردم همی

💡 تا همیشه اهرمن را هست ماوا در سقر تا که در خُلد برین روح‌الامین را مسکن است

💡 سِقرجوق از دو کلمه سقر یعنی آتش و جوق به معنی جوی آب تشکیل شده است. ‌ روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آشتیان در استان مرکزی ایران است.

💡 ز خائنان وطن چندتن به امر امیر شدند رانده از این خاکدان به‌ملک سقر

💡 357) ولو ان عبدا دعانى منذخلقت السماوات و الرض ثم لقينى جاحدا لولاية علىصلوات الله عليه لا كببته فى سقر. بحار ج 72،ص 133

💡 هم ببوی اوچو بستانست زندان در سقر هم بیاد او گلستانست آتش در جحیم

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز