ثوم بری

لغت نامه دهخدا

ثوم بری. [ م ِ ب َرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) موسیر. سیر صحرائی. ثوم الکلب. ثوم الحیة. مَطر قال. ( ابن البیطار ). اسقوردیون. شقردیون. ( ابن البیطار ). رجوع به ثوم الحبة شود.

فرهنگ فارسی

موسیر سیر صحرائی

جمله سازی با ثوم بری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عنبری لیک بوی‌ناک چو ثوم گرم و مردم‌کُشی چو دود سَموم

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز