ساقری سوخته

لغت نامه دهخدا

ساقری سوخته. [ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) قسمی چرم گرانبها.سختیان. پرنداخ. کیمخت. رجوع به ساغری سوخته شود.

فرهنگ فارسی

قسمی چرم گرانبها

جمله سازی با ساقری سوخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکنون که جوان شد ز جمال تو جهان کاج جان باز دهند انوری سوخته‌جان را

💡 تپه شهر سوخته ۱۸ مربوط به هزاره سوم و ۲ قم است و در شهرستان زابل، ۹/۵ کیلومتر شمال شرق پایگاه شهرسوخته واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۴۸۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 گر شود سوز دل ابن یمین پیدا رواست کی بماند آتش اندر سوخته چندین نهان

💡 ۲- سوخته تریاک (Opium dross): ماده قیری (قطران) است که پس از تدخین تریاک خام باقی می‌ماند.

💡 به عنوان مثال در جمله زیر گوینده با یک بوته‌زار سوخته مواجه می‌شود.

💡 دی دل سوخته را دیدم و پرسیدم از او محض تحقیق همین است که تقریر کند

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز