زاهد مرغابی

لغت نامه دهخدا

زاهد مرغابی. [ هَِ دِ م ُ ] ( اِخ ) جلال الدین محمود، در علوم ظاهری شاگرد مولانا نظام الدین هروی است و بجهت ورزش شریعت و متابعت سنت، ازاین طریق حظی کامل و نصیبی تمام یافته بوده است. درتقوی و ورع جهدی بلیغ می نمود. می آرند که برزگر وی، یکی از آلات دهقانی را که وقف کرده بود در زراعت وی کار فرموده بود، چون از آن وقوف یافته حاصل آن زراعت را تصرف نکرده و فرمود تا بر فقراء و مستحقان تصدق نمودند. ملک هرات یک صره زر به رسم هدیه به وی فرستادقبول ننمود، حامل صره گفت: اگر این را بپیش ملک بازبرم، ملول خواهد شد، بر فقرائی که شاگرد شمایند و در مدرسه میباشند قسمت کنید، فرمود که تو خود آن را بمدرسه بر، و هر کس که قبول کند به وی ده، اما به شرطآنکه بگوئی که این زر از کجا است. زر را بمدرسه بردو هیچ کس آن را قبول نکرد. در ماه ذی الحجه سنه ثمان و سبعین و سبعمائه از دنیا رفته، و قبر وی در مرغاب هرات است. ( نفحات الانس چ توحیدی پور ص 500 و 501 ).

جمله سازی با زاهد مرغابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شوی پولاداگر کوه آید وضرغام اگرپیشه سمندر گردی ار آتش رسد مرغابی از دریا

💡 به بال موج از سرچشمهٔ چشمم کند پرواز چو طبل از دل تپیدنها خورد مرغابی اشکم

💡 جاندارانی مانند مرغابی‌ها و لاک‌پشت‌های دریایی این ذرات را به اشتباه می‌بلعند و این به سلامت‌شان زیان می‌زند.

💡 جز به دریابار چشم من نشیمن کی کند بال موج از هر کجا مرغابی طوفان گشود

💡 واژهٔ فارسی خرچال که در این معنی برای آن جغد استفاده شده در اصل به معنای مرغابی بزرگ و هوبره است.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز