لغت نامه دهخدا
رحمت انگیز. [ رَ م َ اَ] ( نف مرکب ) مِهرانگیز. که رقت و محبت کسی را برانگیزد. که عطوفت و رحم دیگران را جلب کند:
وآن خیره زبان رحمت انگیز
بخشایش کرد و گفت برخیز.نظامی.
رحمت انگیز. [ رَ م َ اَ] ( نف مرکب ) مِهرانگیز. که رقت و محبت کسی را برانگیزد. که عطوفت و رحم دیگران را جلب کند:
وآن خیره زبان رحمت انگیز
بخشایش کرد و گفت برخیز.نظامی.
مهر انگیز که وقت و محبت کسی را برانگیزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگربار ای خیال فتنه انگیز چو می بر مغز مستان بردویدی
💡 در آن بحری لبالب زآتش تیز چنان طوفان بیتابی بر انگیز